مرکز شماره 1 ابرکوه
به مرکز ما خوش آمدید
ارديبهشت زيباترين ماه شعر و شاعري ست. آرام آرام همنفس با بارانهاي بهاري شور مي آفريند و با سعدي شيرين سخن همراه مي شود با سهراب به دنبال خانه دوست قدم مي زند. نفس نفس غزل را در ريه هاي سوخته تازه مي كند تا...
بيست و پنجم ارديبهشت كه مي شود بوي حماسه از سر و روي دفترو قلم مي بارد و بهانه ي شاهنامه خواني آغاز مي شود. تازه تر مي شوي وقتي ياس هاي لابه لاي شاهنامه را ورق مي زني و لبريز افسانه هايي مي شوي كه پهلواني را بيت به بيت مي تپد درون شريانهاي اتاقت.
بيست و پنج اردي بهشت اوج حماسه سرايي ست سالروز بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي ست كه هر جا ادب دوستي باشد دلش به هواي طوس و نيشابورمي تپد.
به اين بهانه مراكز شماره يك و دو ابركوه برنامه ي بزرگداشت فردوسي را برگزار كردند كه الحق و الانصاف زيبا بود و بسيار ديدني.
دست و پنجه ی مربیان و مسئولین مراکز یک و دو ابرکوه درد نکنه البته باید یادآوری کنم که خانم قیومی زاده مربی ادبی مرکز شماره یک که در برنامه حضور نداشت به علت برگزیده شدن و کسب رتبه اول شعر کلاسیک در اولین جشنواره شعر و داستان دانشجویان علمی کاربردی کشور به کرمانشاه رفته بود. همچنین خانم معمارزاده مربی سفال هر دومرکز که جاش خالی بود بعد از عید به اردکان منتقل شده است.
راستی آقای جلالی مدیریت محترم استان و خانم حیدری که هم ما دوست داشتیم در خدمتشون باشیم و هم خودشون دوست داشتند توی مراسم باشند اما به علت مشغله های کاری این امر محقق نشد واقعا جاشون خالی بود.
خلاصه...
جان همه ي آنهايي كه بودند لبريز از شور و جاي همه ي آنهايي كه نبودند خالي.
و اما صبح روز بیست وپنجم اردیبهشت ماه ...
بر و بچه های کانون با بروشوها و بسته های فرهنگی از میهمانان استقبال کردند.
بعد از تلاوت قرآن نوبت اجرای سرود جمهوری اسلامی ایران بود که این فرشته های کوچولو به زیبایی همراه با موسیقی اجرا کردند.
تازه بعد از اون سرود زیبای ای ایران را اجرا کردند که خیلی زیبا بود و مورد استقبال حضار قرار گرفت.
جناب آقای فرماندار به عنوان اولین سخنران با گفته های شیرین خود میهمانان را لبریز از شور و احساس کرد و درباره فردوسی برای آنان حرف های تازه و جالبی زد. تازه از همه ی اونایی که در برپایی این بزرگداشت تلاش کرده بودند بسیار تشکر کرد.
بعد از آقای فرماندار امام جمعه محترم حال و هوای مجلس را با سخنان خود مزین نمود.
سالن آمفی تاتر اداره ارشاد ابرکوه روز بیست و پنجم اردیبهشت مملو از ادب دوستانی بود که ما را در اجرای بزرگداشت فردوسی همراهی می کردند.
جناب آقای آخوندی معاونت محترم فرهنگی استان یزد که در جمع ما حضور داشتند هم صحبت کردند.
و اما آقای جاور مجری خوش ذوق جلسه بود که بسیار زیبا برنامه ها را اجرا کرد.
نمایش نقل رستم و سهراب به کارگردانی آقای محسن اکرمی که خیلی خیلی خیلی شورآفرین بود و دیدنش لذت بخش و البته کمی هم اشک آور...
مشاعره یکی دیگر از برنامه هایی بود که اعضای نوجوان مراکز اجرا کردند
بچه ها مشتاقانه برنامه ها را دنبال می کردند...
گروه سرود اعضای کانون گل آفریدند...
این هم خانم فاطمه غیب الهی است دختر خانم عابدین پور که بهمراه مادر پرده خوانی کرد.
ایشون هم خانم ملیحه نیکخواه دختر خانم فلاحزاده هست که قسمتی از اشعار فردوسی را برای میهمانان خواند.
خانم عالیه صالح زاده هم که به زیبایی نقل نشستن رستم بر تخت پادشاهی توران را نقالی کرد.
می دونید که شعرهای فردوسی به زبانهای زنده دنیا از جمله انگلیسی ترجمه شده است
خانم زهرا قیومی زاده دختر خانم قیومی زاده هم یکی از شعرهای فردوسی را به زبان انگلیسی خواند.
البته خیلی هم تشویقش کردند...
بازهم اعضای کانون سرود خواندند که این هم مثل بقیه برنامه ها جالب و شنیدنی بود.
خانم دکتر سهیلا کارگر ابرقویی رییس مرکز آموزش علمی کاربردی ابرکوه هم حرفهایی برای گفتن داشت که شنیدنی بود راستی یاد پدر بزرگوارش حسن کارگر رو هم زنده کرد.
حالا اینجا دیگه نوبت دادن جایزه است...
جای همتون خالی...
برنامه بزرگداشت فردوسی خیلی خوب برگزار شد و این افتخار که بر پیشانی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نقش بست مدیون تلاشهای مسئولین و مربیان این دو مرکز بود باشد که سالیان دراز بر مدار ایثار و سرافرازی گام بردارند.
معلم عزیزم . یاد تو همیشه در ذهنم .
عشق تو در قلبم و عطر مهربانت همیشه در
وجودم جاری است ، روزت مبارک . . .
خلاصه کتاب :
“صدای سبز” صدای آرزوهاست در کوچه های شهر، صدای تزلزل تاریکی، صدای سرود لاله ها و صدای سبز رهبر است که: شهیدان زنده اند الله اکبر، به حق پیوسته اند الله اکبر. کتاب مجموعه اشعاری است به زبان ساده و روان، همراه با تصاویری زیبا.
اشاره به شعر پیراهن سبز از کتاب
نزدیک عید است
آواز باران دشت را سرشار کرده
پروانه ها را بوی گل بیدار کرده
احساس صحرا زیر باران سبز رنگ است
آوازهای آبی باران قشنگ است
نزدیک عید است
باران غبار از دامن صحرا تکانده
چیزی به پرواز پرستوها نمانده
اواز باران کوچه را نمناک کرده
مادر تمام شیشه ها را پاک کرده
نزدیک عید است
مادر برایم دوخته پیراهنی سبز
می پوشم آن را باز هم با دامنی سبز
در انتظار یک پرستو می نشینم
تا در نگاهش شادمانی را ببینم
نزدیک عید است
گلدان پشت پنجره یک غنچه دارد
او دوست دارد بر سرش باران ببارد
تا غنچه ای با دیدن باران ببارد
تا غنچه اش با دیدن باران بخندد
روبان آبی را به دور او ببندد
نزدیک عید است
مادر کنار پنجره چشم انتظار است
مانند صحرا سیز از بوی بهار است
پوشیده یک پیراهن گلدار و زردوز
با بوسه می گویم : مبارک باد نوروز
قصيده در وصف بهار - سعدي شيرازي
بامدادان كه تفاوت نكند ليل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشاى بهار
صوفى، از صومعه گو خيمه بزن بر گلزار
كه نه وقت است كه در خانه بخفتى بيكار
بلبلان، وقت گل آمد كه بنالند از شوق
نه كم از بلبل مستى تو، بنال اى هشيار
آفرينش همه تنبيه خداوند دل است
دل ندارد كه ندارد به خداوند اقرار
اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود
هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار
كوه و دريا و درختان همه در تسبيحاند
نه همه مستمعى فهم كند اين اسرار
خبرت هست كه مرغان سحر مىگويند
آخر اى خفته، سر از خواب جهالت بردار
هر كه امروز نبيند اثر قدرت او
غالب آن است كه فرداش نبيند ديدار
قصيده در وصف بهار - سعدي شيرازي
بامدادان كه تفاوت نكند ليل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشاى بهار
صوفى، از صومعه گو خيمه بزن بر گلزار
كه نه وقت است كه در خانه بخفتى بيكار
بلبلان، وقت گل آمد كه بنالند از شوق
نه كم از بلبل مستى تو، بنال اى هشيار
آفرينش همه تنبيه خداوند دل است
دل ندارد كه ندارد به خداوند اقرار
اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود
هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار
كوه و دريا و درختان همه در تسبيحاند
نه همه مستمعى فهم كند اين اسرار
خبرت هست كه مرغان سحر مىگويند
آخر اى خفته، سر از خواب جهالت بردار
هر كه امروز نبيند اثر قدرت او
غالب آن است كه فرداش نبيند ديدار
در تاریخ سه شنبه ۲۳ اسفندماه مرکز میزبان مدارس ابتدایی پسرانه ابرکوه
با تعداد ۸ نمایش عروسکی و صحنه ای بود که توسط مربیان مرکز ۱و ۲
داوری شدند .ضمنا ۶۰ نفر از بچه ها شاهد نمایشها بودند.
۱- نمایش رعایت تغذیه از مدرسه شهید محمود فلاحزاده
۲-نمایش خدایا تا کی از مدرسه شهدا
۳- نمایش اتحاد از مدرسه شهدا
۴- نمایش وحدت از مدرسه سید جمال
۵-نمایش خواستن و توانستن از مدرسه شهید کارگر
۶- نمایش آدم برفی بخت برگشته از مدرسه سید جمال
۷- نمایش فداکاری از مدرسه شهید کارگر
در تاریخ شنبه ۲۰ اسفند ماه مرکز میزبان ۵ گروه نمایش عروسکی
و صحنه ای از مدارس ابتدایی دخترانه ابرکوه بود که با همکاری
اموزش و پرورش توسط مربیان کانون مرکز ۱ و ۲ داوری شدند .
که حدود هفتاد نفر از دانش اموزان مدارس حضور داشته
و شاهد نمایشهای دوستان خود بودند.
۱- نمایش قطار انتظار از مدرسه ش صافی
۲- نمایش روزه از مدرسه بعثت
۳- نمایش حسنی از مدرسه بشارت
۴- نمایش من پروانه ام از مدرسه بنیاد ۱۵ خرداد
۵- نمایش سفره هفت سین از مدرسه ش صافی
همه و همه امده بودند.با بادکنک پرچم پلاکارد و.......
ابروهاشون رو تو هم گره زده بودند...
مشت هاشونو محکم بالا آورده بودند...
پا به پای بزرگترا فریاد می زدند و مرگ بر آمریکا می گفتند...
آخه ۲۲ بهمن روز همه ایرانی ها ست.
ما هم اومدیم بگیم ایرانی هستیم.
نامه هاي اعضا به امام خميني (ره)
به مناسبت قرار گرفتن در دهه مبارک فجر در کلاس ادبی از اعضا خواسته شد به امام خمینی (ره) نامه ای بنویسند و با ایشان صحبت کنند این دو نمونه از نامه های اعضا می باشد.
عطيه اكرمي كلاس سوم دبستان فاطميه
امام خميني سلام
من شما را دوست دارم و از تو و شهداي انقلاب اسلامي متشكرم كه شاه ظالم را شكست داديد راستي دايي من هم در جنگ شركت كرده و شهيد شده و من خيلي دلم برايش تنگ است.
من مي دانم كه شاه همه ي چيزهايش از طلابوده و خانواده سلطنتي خيلي چيزها داشتند و به مردم ظلم مي كردند اما مردم ايران با كمك شما هر طور شده بود شاه را شكست دادند و از ايران بيرون كردند.
امام خميني من سخنان شما را درباره ي مردم محروم مي دانم شما گفته بوديد يك تار موي مردم محروم به همه ي كاخ نشينان ارزش دارد.يعني موي ما مردم از شاه باارزش تر است.
من مردم ميهنم را دوست دارم و سعي مي كنم با درس خواندن ايران را پيشرفته تر كنم و ايراني سربلند داشته باشيم. من شما را دوست دارم.
خدا جون كاري بكن ماه توي آسمون باشه حتي روز كه ميشه ماه قشنگ ميون ابرها گم نشه.
زهرا قنبري كلاس سوم دبستان بعثت
امام جان سلام
امام خميني مادرم مي گويد: آن روزها شاه خيلي مردم ايران را اذيت مي كرد بعد كه شما آمديد و مردم ايران با گوش دادن به حرف هاي شما به پيروزي رسيدند و نجات پيدا كردند.
وقتي به ايران آمديد در 12 بهمن به بهشت زهرا رفتيد و سخنراني كرديد و حرفهاي زيبايي زديد و گفتيد كه يك تار موي شما به اين كاخ نشينان مي ارزد.
من از شما تشكر مي كنم كه جمهوري اسلامي را برپا كرديد و مردم را راهنمايي كرديد تا به پيروزي رسيدند و امروز مردم ايران مي توانند به راحتي زندگي كنند و من و همه ي كودكان ايراني مي توانيم به مدرسه برويم و باسواد شويم. آخه مادرم مي گويد آن سالها همه نمي توانستند درس بخوانند و فقط پول دارها مي توانستند به مدرسه بروند. چقدر خوب است كه در ايران اسلامي زندگي مي كنيم.
برای هر گروه سنی در هفتمین روز از دهه مبارک فجر
امروز روز قشنگي بود![]()
حال و هوای کانون با بقیه روزها فرق می کرد ۶۳نفر از اعضا مرکز شماره یک لبریز از شوق و شور آمده بودند تا جشن فجر انقلاب را برگزار کنند
امروز كانون مهمان هاي خوب و انقلابي خودش را جمع كرده بود تا شادی های انقلابی را با آن ها سهيم باشد.![]()
و بهتر از همه اين بود كه امام جمعه محترم شهر در این جشن شرکت کرده و در آغاز با زبانی شیرین از روزهای پر از هیجان سال ۵۷ برای اعضا خاطره گفت و رمز پیروزی مردم را وحدتشان معرفی کرد و اینکه امام خمینی(ره ) را بعنوان دوستی مهربان و باوفا انتخاب کرده و به او اعتماد کرده بودند. صحبت هاي با ارزش امام جمعه پيرامون انقلاب و چگونگي پيروزي آن شوري خاص به جمع اعضا داد. ایشان در پایان از تلاشهای مسئول مرکز و مربیان مرکز قدردانی و تشکر کرد.
در ادامه با سرود زيباي انقلاب بچه ها برنامه ها ادامه يافت .يكي از اعضا شعر زيباي خود را نيز براي دوستان خواند.
اجراي مسابقه توسط مربي هنری مركز و همچنين معرفي كتاب توسط مربي مسئول و شعر خوانی توسط مربی ادبی از دیگر برنامه های این جشن صمیمی بود.تازه اینکه اعضای برنده جایزه دریافت کردند.
از همه مهمتر اين بود كه در اين جشن كوچك جشن ديگري هم برپا شد،جشن تولد اعضاي كانون كه متولد بهمن ماه بودند .آنها با گرفتن كارت پستال تولد كانون و هدیه و خوردن شيريني تولدي كوچك اما به يادماندني را در بين دوستانشان تجربه كردند.
در آخر نيز با ديدن انيميشن كانون كه به تازگي توسط مربيان مركز ساخته شده بود اين جشن با صفا تمام شد. ![]()
| Design By : Pars Skin |


